تبلیغات
شهر انگلیسی english city

شهر انگلیسی english city
English for today-you can learn english in this blog
نظر سنجی
سطح اطلاعات این وبلاگ چگونه است؟







صفحات جانبی

وبلاگ تغییر یافت:

www.computerai.mihanblog.com

 




[ چهارشنبه 31 خرداد 1391 ] [ 05:31 ب.ظ ] [ محمد مهدی محمودی ]


To laugh until it hurts your stomach

آنقدر بخندی که دلت درد بگیره


To find mails by the thousands when you return from a vacation

بعد از اینکه از مسافرت برگشتی ببینی هزار تا نامه داری


To go for a vacation to some pretty place

برای مسافرت به یک جای خوشگل بری


To listen to your favorite song in the radio

به آهنگ مورد علاقت از رادیو گوش بدی


To go to bed and to listen while it rains outside
به رختخواب بری و به صدای بارش بارون گوش بدی


To leave the Shower and find that
the towel is warm

از حموم که اومدی بیرون ببینی حوله ات گرمه !



To clear your last exam
آخرین امتحانت رو پاس کنی



To receive a call from someone, you don't see a lot, but you want to
کسی که معمولا زیاد نمی بینیش ولی دلت می خواد ببینیش بهت تلفن کنه


To find money in a pant that you haven't used since last year
توی شلواری که تو سال گذشته ازش استفاده نمی کردی پول پیدا کنی


To laugh at yourself looking at mirror, making faces
برای خودت تو آینه شکلک در بیاری و بهش بخندی !!!


Calls at midnight that last for hours
تلفن نیمه شب داشته باشی که ساعتها هم طول بکشه


To laugh without a reason
بدون دلیل بخندی


To accidentally hear somebody say something good about you
بطور تصادفی بشنوی که یک نفر داره از شما تعریف می کنه


To wake up and realize it is still possible to sleep for a couple of hours
از خواب پاشی و ببینی که چند ساعت دیگه هم می تونی بخوابی !


To hear a song that makes you remember a special person

آهنگی رو گوش کنی که شخص خاصی رو به یاد شما می یاره


To be part of a team

عضو یک تیم باشی


To watch the sunset from the hill top
از بالای تپه به غروب خورشید نگاه کنی


To make new friends
دوستای جدید پیدا کنی


To feel butterflies! In the stomach every time that you see that person
وقتی "اونو" میبینی دلت هری بریزه پایین !


To pass time with your best friends
لحظات خوبی رو با دوستانت سپری کنی


To see people that you like, feeling happy
کسانی رو که دوستشون داری رو خوشحال ببینی


See an old friend again and to feel that the things have not changed
یه دوست قدیمی رو دوباره ببینید و ببینید که فرقی نکرده


To take an evening walk along the beach
عصر که شد کنار ساحل قدم بزنی


To have somebody tell you that he/she loves you
یکی رو داشته باشی که بدونید دوستت داره


To laugh .......laugh. ........and laugh ...... remembering stupid things done with stupid friends

یادت بیاد که دوستای احمقت چه کارهای احمقانه ای کردند و بخندی و بخندی و ....... باز هم بخندی


These are the best moments of life
اینها بهترین لحظه‌های زندگی هستند


Let us learn to cherish them
قدرشون روبدونیم


"Life is not a problem to be solved, but a gift to be enjoyed"

زندگی یک مشکل نیست که باید حلش کرد بلکه یک هدیه است که باید ازش لذت برد


****************

وقتی زندگی 100 دلیل برای گریه کردن به تو نشان میده تو 1000 دلیل برای خندیدن به اون نشون بده.

(
چارلی چاپلین)

 




طبقه بندی: سخنان جالب،
[ چهارشنبه 16 فروردین 1391 ] [ 08:08 ب.ظ ] [ محمد مهدی محمودی ]

اندرزهای شکسپیر برای لذت از زندگی
 

William Shakespeare Said :

ویلیام شکسپیر گفت :


I always feel happy, you know why?

من همیشه خوشحالم، می دانید چرا؟


Because I don't expect anything from anyone

برای اینکه از هیچکس برای چیزی انتظاری ندارم


Expectations always hurt ...

انتظارات همیشه صدمه زننده هستند ...


Life is short ...

زندگی کوتاه است ...


So love your life ...

پس به زندگی ات عشق بورز ...


Be happy

خوشحال باش


And keep smiling

و لبخند بزن 

 


Just Live for yourself and ..

فقط برای خودت زندگی کن و ...


Befor you speak
؛ Listen

قبل از اینکه صحبت کنی ؛ گوش کن


Befor you write
؛ Think

قبل از اینکه بنویسی ؛ فکر کن


Befor you spend
؛ Earn

قبل از اینکه خرج کنی ؛ درآمد داشته باش


Befor you pray ؛ Forgive

قبل از اینکه دعا کنی ؛ ببخش


Befor you hurt
؛ Feel

قبل از اینکه صدمه بزنی ؛ احساس کن


Befor you hate ؛ Love

قبل از تنفر ؛ عشق بورز


That's Life …

زندگی این است ...


Feel it, Live it & Enjoy it

احساسش کن، زندگی کن و لذت ببر 

 




طبقه بندی: سخنان جالب،
[ چهارشنبه 16 فروردین 1391 ] [ 07:50 ب.ظ ] [ محمد مهدی محمودی ]

The city of happiness is in the state of mind.
آدرس شهر خوشبختی در ذهن ماست

The meek shall inherit the earth.
صابران وارثان این جهانند

If you can not change the situation ,then try to change your way of looking at the situation.
اگر قادر به ایجاد تغییر شرایط نیستید دید خود را عوض كنید

Diligence is the mother of good luck.
پشتکار مادر خوش شانسی است

If you don’t get the tasks you like , like the tasks you get.
اگر نمی توانی كار دلخواهت را بدست آوری به كاری كه داری قناعت كن

Obstacles are those frightful things you see when you take your eyes off the goals.
وقتی چشمانت را بر روی اهداف ببندی مشكلات بیشماری ظاهر می شوند

If there seems to be no bright side to your life , polish up the dark side.
اگر هیچ نقطه روشنی در زندگیتان وجود ندارد تاریكیها را خود روشن كنید

Failure teaches success.
شکست پیروزی می آموزد

Forgive and forget.
ببخش و فراموش کن

Honesty is the best policy.
صداقت بهترین روش است

 

 




طبقه بندی: سخنان جالب،
[ چهارشنبه 16 فروردین 1391 ] [ 07:46 ب.ظ ] [ محمد مهدی محمودی ]

 

The Rose Within

 

 

A certain man planted a rose and watered it faithfully and before it blossomed, he examined it.

He saw the bud that would soon blossom, but noticed thorns upon the stem and he thought, "How can any beautiful flower come from a plant burdened with so many sharp thorns? Saddened by this thought, he neglected to water the rose, and just before it was ready to bloom... it died
So it is with many people. Within every soul there is a rose. The God-like qualities planted in us at birth, grow amid the thorns of our faults. Many of us look at ourselves and see only the thorns, the defects
We despair, thinking that nothing good can possibly come from us. We neglect to water the good within us, and eventually it dies. We never realize our potential
Some people do not see the rose within themselves; someone else must show it to them. One of the greatest gifts a person can possess is to be able to reach past the thorns of another, and find the rose within them
Help others to realize they can overcome their faults. If we show them the "rose" within themselves, they will conquer their thorns. Only then will they blossom many times over.


معنی داستان

طبقه بندی: داستان،
[ چهارشنبه 16 فروردین 1391 ] [ 07:44 ب.ظ ] [ محمد مهدی محمودی ]


زیباترین آرایش برای لبان شما راستگویی 

for voice is prayer 
برای صدای شما دعا به درگاه خداوند 

for eyes is pity
 
برای چشمان شما رحم و شفقت 

for hands is charity 
برای دستان شما بخشش 

for heart is love
 
برای قلب شما عشق 

and for life is friendship
 
و برای زندگی شما دوستی هاست


No one can go back and make a brand new start 
هیچ کس نمیتونه به عقب برگرده و همه چیز را از نو شروع کنه 

Anyone can start from now and make a brand new ending
 
ولی هر کسی میتونه از همین حالا عاقبت خوب و جدیدی را برای خودش رقم بزنه


God didn't promise days without pain 
خداوند هیچ تضمین و قولی مبنی بر این که حتما روزهای ما بدون غم بگذره 

laughter, without sorrow, sun without rain
 
خنده باشه بدون هیچ غصه ای، یا خورشید باشه بدون هیچ بارونی، نداده 

but He did promise strength for the day, comfort for the tears
 
ولی یه قول رو به ما داده که اگه استقامت داشته باشیم در مقابل مشکلات، 
تحمل سختی ها رو برامون آسون میکنه 

and light for the way
 
و چراغ راهمون میشه

Disappointments are like road bumps, they slow you down a bit 
نا امیدی ها مثل دست اندازهای یک جاده میمونن 
ممکنه باعث کم شدن سرعتت در زندگی بشن 

but you enjoy the smooth road afterwards
 
ولی در عوض بعدش از یه جاده صاف و بدون دست انداز بیشتر لذت خواهی برد 

Don't stay on the bumps too long
 
بنابر این روی دست اندازها و ناهمواریها خیلی توقف نکن 

Move on
 
به راهت ادامه بده

When you feel down because you didn't get what you want justsit tight and be happy 
وقتی احساس شکست میکنی که نتونستی به اون چیزی که می خواستی برسی 
ناراحت نشو 

because God has thought of something better to give you
 
حتما خداوند صلاح تو رو در این دونسته و برات آینده بهتری رو رقم زده 


When something happens to you, good or bad 
وقتی یه اتفاق خوب یا بد برات میافته همیشه 

consider what it means
 
دنبال این باش که این چه معنی و حکمتی درش نهفته هست 


There's a purpose to life's events 
برای هر اتفاق زندگی دلیلی وجود دارد 

to teach you how to laugh more or not to cry too hard
 
که به تو میآموزد که چگونه بیشتر شاد زندگی کنی و کمتر غصه بخوری 
You can't make someone love you
 
تو نمیتونی کسی رو مجبور کنی که تو رو دوست داشته باشه 

all you can do is be someone who can be loved
 
تمام اون کاری که میتونی انجام بدی 
اینه که تبدیل به آدمی بشی که لایق دوست داشتن هست 

the rest is up to the person to realize your worth 
و عاقبت کسی پیدا خواهد شد که قدر تو رو بدونه 

It's better to lose your pride to the one you love
 
بهتره که غرورت رو به خاطر کسی که دوست داری از دست بدی تا این که 

than to lose the one you love because of pride
 
کسی رو که دوست داری به خاطر غرورت از دست بدی 

We spend too much time looking for the right person to love
 
ما معمولا زمان زیادی رو صرف پیدا کردن آدم مناسبی برای دوست داشتن 

or finding fault with those we already love 
یا پیدا کردن عیب و ایراد کسی که قبلا دوستش داشتیم میکنیم 

when instead
 
باید به جای این کار 

we should be perfecting the love we give
 
در عشقی که داریم ابراز میکنیم کامل باشیم 

Never abandon an old friend
 
هیچوقت یه دوست قدیمیت رو ترک نکن 

You will never find one who can take there place 
چون هیچ زمانی کسی جای اون رو نخواهد گرفت 


When people talk behind your back, what does it mean
 
وقتی مردم پشت سرت حرف میزنن چه مفهومی داره ؟ 

Simple! It means that you are two steps ahead of them 
خیلی ساده ! یعنی این که تو دو قدم از اون ها جلوتری 

So, keep moving ahead in Life
 
پس، در زندگی راهت رو ادامه بده

 


 





طبقه بندی: سخنان جالب،
[ چهارشنبه 16 فروردین 1391 ] [ 07:40 ب.ظ ] [ محمد مهدی محمودی ]

پاورپوینت پروانه وگل پاورپوینتی با دو زبان فارسی و انگلیسی است كه در لینك زیر قابل دانلود است.

 

دانلود




[ دوشنبه 14 فروردین 1391 ] [ 12:00 ب.ظ ] [ محمد مهدی محمودی ]

The purpose of life

 A long time ago, there was an Emperor who told his horseman that if he could ride on his horse and cover as much land area as he likes, then the Emperor would give him the area of land he has covered.

Sure enough, the horseman quickly jumped onto his horse and rode as fast as possible to cover as much land area as he could. He kept on riding and riding, whipping the horse to go as fast as possible. When he was hungry or tired, he did not stop because he wanted to cover as much area as possible.

Came to a point when he had covered a substantial area and he was exhausted and was dying. Then he asked himself, "Why did I push myself so hard to cover so much land area? Now I am dying and I only need a very small area to bury myself."

The above story is similar with the journey of our Life. We push very hard everyday to make more money, to gain power and recognition. We neglect our health , time with our family and to appreciate the surrounding beauty and the hobbies we love.

One day when we look back , we will realize that we don't really need that much, but then we cannot turn back time for what we have missed.

Life is not about making money, acquiring power or recognition . Life is definitely not about work! Work is only necessary to keep us living so as to enjoy the beauty and pleasures of life. Life is a balance of Work and Play, Family and Personal time. You have to decide how you want to balance your Life. Define your priorities, realize what you are able to compromise but always let some of your decisions be based on your instincts. Happiness is the meaning and the purpose of Life, the whole aim of human existence. But happiness has a lot of meaning. Which king of definition would you choose? Which kind of happiness would satisfy your high-flyer soul?




برای معنی كلیك كنید

طبقه بندی: داستان،
[ یکشنبه 13 فروردین 1391 ] [ 07:07 ق.ظ ] [ محمد مهدی محمودی ]

                                                                                        

come into blossom                                          شکوفه دادن

 

come into contact                                           ملاقات کردن

 

come into flower                                             گل دادن

 

come into focus                                               مشخص شدن

 

come into a fortune                                        ثروتمند شدن

 

come into operation                                        به کار افتادن

 

come into power                                             به قدرت رسیدن

 

come into sight                                                اشکار شدن

 

come into leaf                                                 برگ دادن

 

 

come into money                                            به پول رسیدن

 




[ یکشنبه 13 فروردین 1391 ] [ 07:03 ق.ظ ] [ محمد مهدی محمودی ]

mind your step 
جلوی پاتو نگاه کن 

he put me to shame 
آبروی مرا برد 

then what 
آخرش که چی 

never mind 
مهم نیست 

its not economical 
مقرون به صرفه نیست 

good for you 
خوش به حالت 

I ache for her 
دلم برایش پر میزند 

don't pick on me 
سر به سر من نذار 

the odds are against me 
شانسم خشکیده است 

don't take long 
طولش نده 

“I give you my word" or "you have my word" 
به کسی چیزی در این مورد نخواهم گفت

"I'm on top of the world" or "I'm on cloud 9" 
تو آسمون ها (نشان دهنده خوشحالی

"gets on my nerves" 
میره رو اعصابم 

it's none of your business" or "Mind your own business" 
به تو هیچ ربطی نداره
یه اشتباهی که در مورد این اصطلاح خیلی رایج هست اینه که بعضی ها میگن "It's not your business"، که معنی کاملاً متفاوتی داره! (یعنی این کاسبی تو نیست)






[ یکشنبه 13 فروردین 1391 ] [ 06:57 ق.ظ ] [ محمد مهدی محمودی ]

First catch your hare, then cook him

مرغی که در هواست نباید به سیخ کشید

To run with the hare and hunt with the hounds

یکی به میخ و یکی به نعل زدن

To carry coals to Newcastle

زیره به کرمان بردن

To go with the stream

همرنگ جماعت شدن

To move heaven and Earth

آسمان را به زمین دوختن

Physician, heal thyself

کل اگر طبیب بودی سر خود دوا نمودی

To milk the ram

آب در هاون سائیدن

Spare the rod and spoil the child

کسی که بچه خود را نزند روزی به سینه خود خواهد زد

The shoemaker's wife goes the worst shod

کوزه گر از کوزه شکسته آب می خورد

Half a loaf is better than no bread

کاچی به از هیچ چیز است

When in Rome, do as the Romans do

خواهی نشوی رسوا، همرنگ جماعت شو

To get out of bed on the wrong side

از دنده چپ برخاستن

There is honour among thieves

سگ سگ را نمی خورد

One should not look a gift horse in the mouth

دندان اسب پیشکشی را نمی شمارند

Strike while the iron is hot

تا تنور گرم است باید نان پخت

One swallow does not make summer

با یک گل بهار نمی شود

Light come, light go

باد آورده را باد می برد

His bread is buttered on both sides

نانش در روغن است

He is a button short

یک تخته اش کم است

To put the cart before the horse

سرنا را از ته گشاد آن زدن

To dance to a person's tune

به ساز کسی رقصیدن

He is a dog in the manager

نه خود خورد نه کس دهد، گنده کند به سگ دهد

Like water off a duck's back

چون گردکان بر گنبد

Like a duck in thunderstorm

مثل خر در گل مانده

All is well that ends well

شاهنامه آخرش خوش است

Birds of a feather flock together

کبوتر با کبوتر باز با باز

To bite a file

آب در هاون سائیدن

To have a finger in every pie

نخود هر آشی بودن

His fingers are all thumbs

دست و پا چلفتی است

To pour oil on the fire

آتش را دامن زدن

There is no smoke without fire

تا نباشد چیزکی مردم نگویند چیزها

To fall from the frying pan into the fire

از چاه درآمدن و در چاله افتادن

A burnt child dreads the fire

مارگزیده از ریسمان سیاه و سفید می ترسد

 




[ شنبه 12 فروردین 1391 ] [ 07:47 ق.ظ ] [ محمد مهدی محمودی ]

Two soldiers were in camp. The first one's name was George, and the second one's name was Bill. George said, 'Have you got a piece of paper and an envelope, Bill?'

Bill said, 'Yes, I have,' and he gave them to him.

Then George said, 'Now I haven't got a pen.' Bill gave him his, and George wrote his letter. Then he put it in the envelope and said, 'Have you got a stamp, Bill?' Bill gave him one.

Then Bill got up and went to the door, so George said to him, 'Areyou going out?

Bill said, 'Yes, I am,' and he opened the door.

George said, 'Please put my letter in the box in the office, and ... ' He stopped.

'What do you want now?' Bill said to him.

George looked at the envelope of his letter and answered, 'What's your girl-friend's address?'



معنی داستان

[ پنجشنبه 10 فروردین 1391 ] [ 08:49 ق.ظ ] [ محمد مهدی محمودی ]

یکی از کاربردهای مهم help برای وقتیه که بگیم ترک کردن کاری یا انجام ندادن کاری خیلی سخته. و کاربردش به این شکله:  sb can’t help sth یا sb can’t help doing sth 

مثال:

A: you must cut down on candy. You’re putting on weight
B: I know but I can’t help it. I have a sweet tooth

A: تو باید کمتر شیرینی بخوری. داری چاق میشیا.
B:
میدونم اما “دست خودم نیست”. من شیرینی خورم.

نکته: have a sweet tooth یعنی به خوردن شیرینی جات علاقه ی زیادی داشتن. واژه ی chocoholic یا همون chocaholic هم اسمه و اشاره داره به کسی که خیلی به شکلات علاقه داره.
پسوند aholic هم به انتهای اسم ها می چسبه و از اون ها برای توصیف افرادی بکار می برن که در انجام دادن اون کار ها خیلی افراطی ان. مثلا workaholic یعنی کسی که مدام کار میکنه.
پس I can’t help it/doing it یعنی “دست خودم نیست” یا نمیتونم جلوی خودمو بگیرم” (I can’t help eating Fesenjan!: موقع خوردن فسنجون نمیتونم جلوی خودمو بگیرم)


مثال: I burst out laughing! I couldn’t help myself

داشتم از خنده میمردم (روده بر شده بودم). نمیتونستم جلوی خودمو بگیرم.

* it can’t be helped هم یعنی “کاریش نمیشه کرد – nothing can be done about it” ، چاره ای نیست

مثال:

Hamed: hey ma nigga, what’s gotten into you? Why so blue?
Omid: this morning, an officer ticketed me 100 bucks for speeding then pulled my license and towed the car.
Hamed:  too bad! It can’t be helped. Better not to dwell on it any longer. Everything’s going to be just fine.
Omid: but I don’t think so!
Hamed: why not! Look, my uncle’s an influential person. He has a lot of pull with the cops and he can pull a little string for you! So don’t sweat it!

حامد: هی رفیق ، چته؟ چرا انقدر تو همی؟
امید: امروز صب ، یه پلیس منو به خاطر سرعت غیر مجاز صد دلار جریمه کرد بعدشم گواهینامه مو گرفت و ماشینمم رو تا پارکینگ بوکسور کرد.
حامد: چه بد! کاریش نمیشه کرد. بهتره که دیگه ذهنتو باهاش مشغول نکنی. همه چی مرتب میشه.
امید: ولی من اینطور فکر نمیکنم.
حامد: چرا که نه! ببین ، عموی من ادم با نفوذیه. اون کلی نفوذ تو اداره ی پلیس داره. می تونه واست کمی پارتی بازی کنه. پس خیالت تخت!

نکته ها:

۱- what’s gotten into you یه سوال خیلی رایج تو محاوره اس و برای وقتیه که کسی ترسیده یا ناراحته یا در کل داره رفتار غیر عادی از خودش نشون میده و معنیش هم میشه همون “چته؟

۲- why so blue: blue تو محاوره یعنی depress ، ناراحت. Why so blue هم یعنی چرا انقدر دپی؟

۳- pull sb’s license: تو محاوره ی امریکایی یعنی revoke sb’s license یعنی گواهینامه کسی رو ضبط و اعمال قانون!! کردن

۴- dwell on: اصطلاح dwell on یعنی مدام درباره ی اتفاق بدی که در گذشته افتاده ، فکر کردن. البته حرف زدن هم میشه. یعنی هی بگی که چرا فلان شد یا چرا فلان کارو نکردم. یه عبارتی که خیلی با این اصطلاح شنیده میشه اینه: dwell on the past یعنی غم اتفاق گذشته رو خوردن یا اتفاق بدی (که قبلا افتاده) فکر کسی رو مشغول کردن. don’t dwell on the past یعنی فکرتو به خاطر اتفاق بدی که افتاده ، مشغول نکن.

۵- pull: تو محاوره یعنی influence یعنی “نفوذ ، تسلط داشتن (بر شخصی)”

 




[ پنجشنبه 10 فروردین 1391 ] [ 08:34 ق.ظ ] [ محمد مهدی محمودی ]

Things are to be used and people are to be loved.

اشیاء برای استفاده شدن و انسانها برای دوست داشتن می باشند

 

The problem in today's world is that people are used while things are loved.

در حالیكه امروزه از انسانها استفاده می شود و اشیاء دوست داشته می شوند.

 

دكتر شریعتی




[ چهارشنبه 9 فروردین 1391 ] [ 09:45 ق.ظ ] [ محمد مهدی محمودی ]

همواره د ر ذهن داشته باشید كه:

Let's try always to keep this thought in mind
:


مراقب افكارتان باشید كه تبدیل به گفتارتان میشوند

Watch your thoughts; they become words.


مراقب گفتارتان باشید كه تبدیل به رفتار تان می شود
Watch your words; they become actions.

مراقب رفتار تان باشید كه تبدیل به عادت می شود
Watch your actions; they become habits.

مراقب عادات خود باشید که شخصیت شما می شود
Watch your habits; they become character;

مراقب شخصیت خود باشید كه سرنوشت شما می شود
Watch your character; it becomes your destiny.

 




[ چهارشنبه 9 فروردین 1391 ] [ 09:41 ق.ظ ] [ محمد مهدی محمودی ]

تعداد کل صفحات : 4 :: 1 2 3 4

درباره وبلاگ

با توجه به پیشرفت دنیای امروزی و احتیاج به زبان انگلیسی من وبلاگی را طراحی کرده ام تا بخشی از نیاز های شما را در زبان انگلیسی برطرف کنم.
این وبلاگ توسط محمد مهدی محمودی طراحی و ارائه شده است.
لینک های مفید
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :

كد عكس تصادفی

منبع : خدمات وبلاگ نویسان جوان          www.bahar22.com رفتن به بالای صفحه

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِیِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی كُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً

خدمات وبلاگ نویسان جوان

My JavaScript
-